نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

تولد ۸سالگیت مبارک عشق مامان و بابا

1400/5/16 13:56
نویسنده : مامان و بابا
274 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان و بابا
از تولد خوبی که من و بابایی تو ذهنمون برای غافلگیریت ترتیب دادیم نگم برات🥰🥰🥰
ما از یکماه قبل از تولدت تصمیم گرفتیم دوباره غافلگیرت کنیم ،هر چند دوهفته نزدیک تولدت خودت هی یادآوری می کردی ولی ما هیچی نگفتیم خودت یادت رفت🙂🙂من و بابایی خیلی حساب شده رفتار کردیم و به بقیه گفتیم حواسشون باشه لو نریم خداییش همه همکاری کردند ،چون شما عاشق باربی هستی من و بابایی تصمیم گرفتیم تم تولدت باربی بگیریم،چند روز قبل از تولدت رفتیم فروشگاه وسایل خریدیم،بابایی هم با نظر من شکل باربی برای بنرت انتخاب کرد که ببره چاپ کنه،بابایی زحمت برگه یادگاری هم کشید،خلاصه همه چیز همون جوری که برنامه ریزی کرده بودیم پیش رفت،راستی گولت زدیم گفتیم بیا بریم یه پیراهن بخریم تو هم خوشحال شدی اصلا هم شک نکردی ،یه پیراهن خوشگل ست تمت برات خریدیم،بابایی ناخن مصنوعی صورتی هم برات خرید،چون میدونستی روز تولدت شانزدهمه ما روز یکشنبه سیزدهم تولدت گرفتیم ،بالاخره روز یکشنبه فرا رسید ما به خاطر شرایط کرونا تصمیم گرفتیم تولدت خونه بابا ولی بگیریم اونها هم خیلی خوشحال شدند ما برای تزیین حیاط باید زودتر میرفتیم بابایی گولت زد بردت خونه بابا حاجی که ما بتونیم بریم خونه بابا ولی برای تزیین،راستی کیکت خاله بهاره زحمت کشید درست کرد خیلی خوشگل شد،بعد از اینکه تو رفتی خونه بابا حاجی من و بابایی تا می خواستیم بریم خونه بابا ولی برقا رفت،ما چون می خواستیم مبلهامون هم ببریم اونجا باید صبر می کردیم برق بیاد تا ساعت ۳ صبر کردیم ولی برق نیومد مجبور شدیم همه وسایل با پله ببریم و کلی خسته شدیم ولی خوشحالی تو به همه چی می ارزه عزیز دلم🥰🥰🥰🥰تا ساعت ۶بعداظهر به کمک بابایی و بابا ولی حیاط بابا ولی تزیین کردیم و بلافاصله سریع برگشتیم خونه خودمون که زود حاظر بشیم برای تولد شما دختر نازمونشمارو از خونه مامان جون برداشتیم و تو این فاصله بابایی سریع برات ناخن گذاشت،موهات مدل پاپیونی شینیون کرد،من هم کمی آرایشت کردم،اصلا شک نکرده بودی ولی تعجب کردی برای بیرون دارم آرایشت می کنم🤭🤭خلاصه تا ساعت هفت و نیم دیگه آماده شدیم ،عمه اینا از ما جلوتر رفتن که زودتر از ما برسن ،بابا با عمه رمزی صحبت می کرد که شما متوجه نشی،وقتی رسیدیم پشت در همه فشفشه به دست منتظرمون بودن ،خیلی لحظه خوبی بود یکی از قشنگ ترین صحنه های زندگیم بود ،آخه خوشحال کردن تو بهترین حسی که من و بابایی داشتیم،وقتی رسیدیم داخل همه جیغ و فشفشه به دست می خوندن تولدت مبارک ،تو شکه شدی بود همین جوری نگاه می کردی اصلا فکرش نمی کردی ،عمه سریع بغلت کرد و همه تولدت بهت تبریک گفتن و رفتی وسط رقصیدی و کلی با بچه ها شادی و کیف کردی،خیلی خیلی شب خوبی بود و خوش گذشت،موقع کادو دادن قبل از شام یک ساعت برق رفت با این حال کلی خندیدیم،خوبه پرژکتور داشتیم،همه نور گوشیشون روشن گذاشتن تا می خواستیم شام بخوریم برق اومد 🥰🥰🥰


شام هم الویه و سوسیس بندری بود،الویه من درست کردم🥰🥰سوسیس بندری باباییسوسیس بندریش محشر بود
کادو هم من و بابایی به شما باربی و حلقه و یه کتاب بارزش هدیه دادیم،محدثه جون هم خرس هدیه داد ،بقیه هم پول دادن،دست همگی درد نکنه


این هم برگه یادگاری زیبایی که بابایی درست کرده بود
این هم کتابی که ما به شما هدیه دادیم


این صندلی با پولی که برای تولدت جمع شد خریدی🥰🥰

مبارکت باشه جان جانانمتو لایق بهترین ها هستی دختر قشنگم
نیکا جونم دختر قشنگ ما خداروشکر من و بابایی تونستیم به کمک عزیزانمون امسال هم برای تولدت خوشحالت کنیم،چون تو برای همه عزیز هستی و ما همه تلاشمون می کنیم که تو همیشه شاد باشی چون شاد بودن حق توست پس همیشه بخند🥰🥰🥰🥰🥰
دوست داریم یکی یدونه مامان و بابا

پسندها (3)

نظرات (1)

👯‍♀️مهنا👯‍♀️👯‍♀️مهنا👯‍♀️
16 مرداد 00 15:25
تولد
تولد
تولدت مبارک🎂
مبارک
مبارک
مبارک
تولدت مبارک🎉
بیا شمع ها رو فوت کن تا ۱۰۰ سال زنده باشی&hearts️&hearts️&hearts️🎂🎂🎂
نیکا جون تولدت با تاخیر مبارک&hearts️🎂🎉
تولد من هم دو روز پیش بود😁
۱۴ مرداد
مامان و بابا
پاسخ
ممنون عزیزم تولد شما هم مبارک باشه😍😍😍